-
ضرب و شتم، توهین و تحقیر دانشجویان افغانستان در ایران
1403,08,03 00:39
دوستم دانشجوی دانشگاه تهران است و با هزینه شخصی آنجا تحصیل میکند. او برای تامین هزینههای سنگین دانشگاه تهران و مخارج زندگیاش، هرچه پولی در افغانستان داشته با خود به ایران برده و برعلاوه شبها در ایران کار میکند. به تاریخ 18 اکتوبر سال 2024 میلادی، یعنی دقیقا روز تیراندازی و کشتار حدود 300 شهروند افغانستان در...
-
روز ملی بیرق
1403,05,08 02:38
بیرق زمانی افتخار دارد که زیر آن بیرق تحقیر نشویم. برای روشنی موضوع، لازم است تا دو تجربه تلخی از سفر امسالم را خدمت تان گزارش دهم. یک: اوایل امسال میلادی، سفری در شهر قاهره، پایتخت مصر داشتم. پس از نشست در فرودگاه قاهره، در قسمت خروجی فرودگاه، میان بیش از صد نفر مسافرانی قرار گرفتم که در صف طولانی برای مهر ورودی،...
-
لایسنس، جواز رانندگی و یا Führerschein آلمانی
1402,03,23 13:54
یکم: گفتم شکسته نفسی کنم ولی خیلی نفسکُشی میشود اگر آدم امی قسم نمره بگیرد و با دوستان شریک نکند. دوم: در جریان این امتحان، بعضی نکته هایی را که آموخته ام و تجربه هایی را که کسب کرده ام و شاید برای دوستان مفید باشد خواستم اینجا شریک کنم. پس به دوستانی که تا هنوز لایسنس یا Führerschein آلمانی خود را نگرفته اند، نکات...
-
انسانیت جبران ناپذیر است
1401,11,18 05:05
شامگاهی در کنار سرک بیانتها و تاریک ایستاده اید و دست به جیب میبرید و میبینید که بکس پول تان نیست. هرچه میپالید 10 افغانی نمییابید تا سوار موتر شوید و به خانه برسید. رهگذری پیدا میشود و این 10 افغانی را به شما میدهد و به خانه میرسید. خاصیت انسان است: وقتی به خانه میرسیم، همه چیز فراموش میشود. شما نه به آن...
-
کاپیتان طیاره
1400,11,17 02:27
با وجود آن که من و خانواده ام در وطن خود آرام نبودیم و از جنگ، تبعیض، فقر، فساد و زورگویی رنج میبردیم اما دلگرمیهای زیادی داشتیم. من سالها درس خوانده بودم. کار بسیار عالی داشتم. اقتصاد خانواده ام خیلی خوب شده بود. موتر خردیده بودیم. یک سال شده بود که یکی از بهترین بورسیههای دنیا یعنی DAAD جرمنی را گرفته بودم. تصور...
-
رستورانت تاجبیگم
1392,12,12 08:50
میروی تاجبیگم؛ همان تاجبیگم لیلا حیدری، تا قسمتی از نانی که تو میخوری، قسمتاش سبب نجات کسانی شوند که در گرداب مرگ شان میچرخند. وقتی داخل محوطه رستورانت میشوی، چراغهای دستی جلوهی طبیعی و ساده بودن را مینمایاند. از دیدن این چراغها خوش میشوی و احساس آرامش میکنی. جلوتر میروی و به اتاقی چشمت میخورد که گروهی...
-
تبعید نارو!
1391,07,19 23:54
دل از رخسار زیبایت خبر کرد تپید و آتشِ عشقِ تو سر کرد تمام هست و بودی را که دل داشت به عشقت داد و از هرچه گذر کرد دمیدی شوق اندر رگ رگ دل «کریسمس» گونه چشمانت هنر کرد قدم زد تا به «جاکرتا»ی چشمت دل بیچاره را زیر و زبر کرد ز شوق پر زدن در مرز رویت به سوی نیش «جاوا»یت سفر کرد دمی مکثی نشد اندر کریسمس که از تبعید...
-
هنگامی که تو آیی
1391,07,13 21:38
هنگامی که تو آیی شب تارم شود روشن به هنگامی که تو آیی شراب و شهره میبخشی به گمنامی که تو آیی غریب بیسراپایم، بدونت خیلی تنهایم حیات تازه میبخشی به ناکامی که تو آیی هوا بارانی میگردد و گنجشکک مهجورت هزاران سجده میریزد به اقدامی که تو آیی زمستان میرود و برف رود عشق میزاید حمل عطر گل سنجید و بادامی که تو آیی خجل...
-
عزیزه
1391,07,12 01:47
بعدِ چندی، این هم چند دوبیتی: لاتِه تو رنـــــــگ سنـــبُله عزیزه* ایشیل پیرون تو پْر گُــــله عزیزه لــــــــــبانِ چــــاکهرنگِ آبدارت دوبیتیزا و مقــــــــــبوله عزیزه عزیزه مـــــــاهِ شـــامِ چندووله عزیزه عــــشق را بیخ و جگوله بلی حق تو اگر پایای خو نَیلی عزیزه خوشتر از دنــــیای گله چیمای شی مثل بادامه...
-
نامهی سرگشادهی از من به خدا!
1391,06,20 15:01
نامهی سرگشادهی از من به خدا: خدای من! اگر روز حسابدهی و حسابداریت فرا رسد، اگر دموکراسی واقعی رعایت شود، دران دمی که تو از من بازخواهی میکنی، من هم ازت خواهم پرسید: باری، بیگناهِ بیگناهم به جهنمی همچو افغانستانت انداختی که ارزشم ازآن جار زدن اشرف مخلوقاتت که گوشهایم را کر کرده بود، بی ازشترین موجود روی زمینت...
-
آوال غم!
1391,06,15 14:34
هر دفه که میشنووم آوال غم قوغ موشوم، پیندی موشوم، ذغال غم شادی و اوماغ نییه دیگه مَجَل بیریگو پوشیده کلشی شال غم مخته و ماتم سرا یه شهر مو بَن شده دِستا عجب ده جال غم! او الیگو! پاس خو توخ کین یکدفه از ازل بودیم ما سریال غم! غم نییه چاره دیگه ده درد دل بَید دیگه ایله کنی دنبال غم گرگ اگر شیرک شونه خانه مَیَه خوش...
-
گرگ!
1391,06,01 10:58
درد ما دریاست اینجا صبح ما رویاست اینجا گرگهای تشنهی خون در کمین ماست اینجا
-
ریش و خدا!
1391,05,29 16:37
موهای دراز، نامنظم و پریشانحال، ریش تا به زانو، با خم و کج و پیچهای نامنظم عجیبی گوش، بینی، و بازواناش را نوازش میدهند. بیگی-نگی،بیگی-نگی، آخر میگی: چطور اینروزها اصلاح نمیکنی؟ میگوید: نمیبینی ماه خداست؟! میگی: مگر خدا از آنچه نامرتب و درهم و برهم است خوشاش میآید؟ میگوید: نه!
-
سبک مسواک!
1391,05,29 16:08
با چوبی سختی که به داندانش میکوبد، به او خیره میشوی،نزدش میاستی-فکر میکنی شاید دندانهایش را تنبیه کند! با دندانهایش احساس همدردی میکنی: میپرسی: چه میکنی؟ میگوید: مسواک! میگویی: خمیردندان نداری؟ میگوید: دارم اما پیامبر چنین می کرد-سنت است! میگویی: با چه سفر میکنی؟ میگوید: موتر و طیاره! میگویی: اما...
-
حرف فرهنگ!
1391,05,19 01:14
مـــرگ تو زیر حــرف فرهنگ است پاسخ رنـــگ من ز تو سنگ است می خوری فاضـلآب؛ می رقصدی رقص دریا خـــــلاف فرهنگ است! قـــــــــــامت ســـــــــرو تا ثریا رفت قرغیـــنه*-زیر خاک در جنگ است! ........................................ رنــــــــگ تو+رنــــــگ من=رنــــــگ آب آسمان؛ دیده ای چه خوشرنگ است؟! آسمان ســـقف ماست؛...
-
صدقه
1391,05,06 20:16
خــــــــــامکدوزی لب دامون تو صدقه ســــــرخ و ایشیل پیروتنبون تو صدقه از ار قـــــــــــــــــــدم تو قیامت موباره «کووکزری»! مه راهگشتون تو صدقه
-
بیتو۲
1391,05,01 20:31
بیتو۲ رمـضان بیدم عــــــیداست بیتو حمل بیگل سنـــجیداست بیتو ظهورت دعوت عــــــــــید و بهاران زمین بینور خورشید است بیتو
-
بیتو!
1391,04,31 19:48
بیتو! هـــــــــنوزم بیتو و بیتاب بیتو درختی در حـــــــمل بیآب بیتو فــــــــــضای جادهها تاریکِ تاریک سر شب تا سحر بیخواب بیتو
-
رمضان
1391,04,30 21:37
رمضان حمل بیمشک سنجید آمد و رفت رمـــــــــضان بیدم عید آمد و رفت نیایی روزهدارم تا قــــــــــــــــیامت نفس در حلق پیــــچید آمد و رفت
-
چشم تو
1391,03,19 20:29
چشم تو اینجا کــــــــنار پنجره بیـــــــــــمار چشم تو هر روز دلخوشک پس اخـــــــــبار چشم تو تابیده در مشام سحر مشک مست شوق بر گل تنــــــــیده شــــــــــبنم آثار چشم تو اما! هـــــــــــزار فاصله و رنج و درد و مرگ! تا من رســـــم به حلقه ی گلزار چشم تو اندر خطوط ثانــیه ها گـــــــیج و گم شدم...
-
نوروز 1391
1390,12,29 18:59
ترنگ و مزه و مستی است در چمن امروز نســـــــــیم و بارش باران-شب ختن امروز شــــگوفه لب به تبسم نهاده چشمک زد ز شــــــــوق دیدن «نوروز» در وطن امروز "مونس" نوروز همه ی دوستان مبارک!
-
لاله
1390,06,31 15:39
تقدیم به لاله هایی که این روزها پرپر شدند. لاله دلا! تو از قدمِ غم نمی شوی آباد گهی به خاک کشند و گهی تو را در باد از آن ز سوگ شبستان شدی سیه پوشی که مرگ باغ به دست کلاغ ها افتاد ز بس درو شده این لاله های لالایی به قلب داغ عروسان هزار ناله فتاد دل از توهّم این خون سرخ سجّاده گمان برد که خدا رو گرفته از سجّاد از آن که...
-
خون سرخ سجاده
1390,06,09 22:38
تقدیم به شهدای غرقه به خونی که در دم ملاقات خدا, در خانه ی خدا, بر سر سجاده های شان, خون سرخ شان را عیدانه گرفتند: خون سرخ سجاده خـــــــــدایا! تا به کی خونم سرِ سجاده ات ریزد؟ و هم اشک یتیمی روز و شب در خانه ات ریزد؟ به خون آغوشـته می بینی عروسی بر سر دوشت و هم تابوت دامـــــــادی به دیگر شانه ات ریزد چرا و تا کی و...
-
چند دو بیتی
1390,05,11 16:30
امروز با چند دوبیتی خدمت رسیده ایم: ۱ هوا بد قسم تاریک است اینجا دلم از مـوی باریک است اینجا چو آهـــو چنگ گرگان گرسنه؛ دلم با مرگ نزدیک است اینجا ۲ خدا را هــــم ز پیش ما ربوده! کلیـــــد آن بهشتش را خریده! چو مانـده در دو دنیا آن جهنم و یا آن «پشهی نمرود» مرده ۳ ازان روزی مـــــرا کاینجا کشیده دو چشمم ذره ی شادی...
-
هوای من ...
1390,01,25 00:14
هوای من ... ۱ هوای من زمستانیست و ابری همی سوزد سراپایم ز سردی گهی چون بقه در مرداب مردم گهی تریاکیی کنج و کویری ۲ دَر ِ شهر خدا را من ببستم سرم را از سر پستی شکستم وجودم چوشلهء دیرینه ماند چو من در آتشی بودم و هستم ۳ شدم خاکستری زان اخگر سرخ ندیدم مستیی اندر سر سرخ تمام هست و بود من فنا شد نخوابیدم شبی اندر بَر سرخ ۴...
-
به مناسبت روز جهانی زن -2011
1389,12,17 09:21
زن ناقابلی تقدیم به همه ی زنان جهان، خصوصن زنان رنج کشیده و داغ دیده ی کشورم، با گفتن" روزت مبارک": To all the "Woman" with wishing "HAPPY YOUR DAY": زن ای باران و عشق و مهر و مریم زن ای فانوس و دیر و مرحم غم اگر دامان پاک تو نبودی درین گیتی نبودی نسل آدم Translation: woman, The rain, the...
-
هجران
1389,10,10 02:34
دیدار ها خوشیست، اما لحظه ی وداع و سر انجام دوری، چی قدر سخت و دشوار. ناقابلی تقدیم به مادرم. هوا و یاد باران دارم امشب به دل درد فراوان دارم امشب نمی دانم چگونه شعر بافم که مادر را به هجران دارم امشب شراب عشق را هرگز ننوشم لباس عید و شادی هم نپوشم خدایا! فرصت آن را به من ده که دست پاک مادر را ببوسم دو دستانش همیشه...
-
visit to Ghorasal Power Station
1389,07,30 01:11
Back from the four days visit of Ghorasal Power Station, the largest Power station in Bangladesh which supplies 1095 MW power by six unit Generators and a 145 MW by a private sector installed Generator. we really enjoyed this part of our industrial training program. Two things were really surprising and amazing to me:...
-
دل من
1389,05,16 05:34
دل من: همچو سالیست، دارندهء چهار فصل؛ تابستانی، خزانی، زمستانی و گاهی هم بهار و بهاریست. اما فرقش در اینست که مدت معینی را نشناخته و می شود بعد از ثانیهء و یا بعد از سالهای با تغیر چهرهء طبیعت، تغیر فصل دهد. ای کاش! همیشه باران بود و این دل همیشه بارانی. شعریست دوای دلم: ز دست دیده و دل هر دو فریاد هرآنچه دیده بیند،...
-
بارانت
1388,12,19 16:54
بارانت بده دستی به دست شب پرستم که من از دست بی مهری شکستم سراپا انتظار و انتظارم که بارانت ببارد بر دو دستم ******** **** ** *