تقدیم به لاله هایی که این روزها پرپر شدند.
لاله
دلا! تو از قدمِ غم نمی شوی آباد
گهی به خاک کشند و گهی تو را در باد
از آن ز سوگ شبستان شدی سیه پوشی
که مرگ باغ به دست کلاغ ها افتاد
ز بس درو شده این لاله های لالایی
به قلب داغ عروسان هزار ناله فتاد
دل از توهّم این خون سرخ سجّاده
گمان برد که خدا رو گرفته از سجّاد
از آن که دیو درین سرزمین لاله فتاد
تلف شدیم ز بوی تعفن این زاد
هزار ناله شدم، گریه شد و صد مردم
که پای دیو نموده ست لاله را برباد
بخیز لاله! به صحرا و شور برپا کن!
که پای دیو بلرزد و آن شوی آزاد
«مونس»
تقدیم به شهدای غرقه به خونی که در دم ملاقات خدا, در خانه ی خدا, بر سر سجاده های شان, خون سرخ شان را عیدانه گرفتند:
خون سرخ سجاده
خـــــــــدایا! تا به کی خونم سرِ سجاده ات ریزد؟
و هم اشک یتیمی روز و شب در خانه ات ریزد؟
به خون آغوشـته می بینی عروسی بر سر دوشت
و هم تابوت دامـــــــادی به دیگر شانه ات ریزد
چرا و تا کی و چندی تماشـــــــا می کنی یا رب!
که باطــــل خون ناحق بر دم دروازه ات ریزد؟
بیا خطی میان حــــــــق و باطل خود بکش اینجا
که باطل خود به خود پایش در آن زَولانه ات ریزد
بیا بس کن تماشــــــــــا را, سپاه خویش برپا کن
غُلـــــی بشکن ز حلق من که در افسانه ات ریزد
مونس
هوای من ...
۱
هوای من زمستانیست و ابری
همی سوزد سراپایم ز سردی
گهی چون بقه در مرداب مردم
گهی تریاکیی کنج و کویری
۲
دَر ِ شهر خدا را من ببستم
سرم را از سر پستی شکستم
وجودم چوشلهء دیرینه ماند
چو من در آتشی بودم و هستم
۳
شدم خاکستری زان اخگر سرخ
ندیدم مستیی اندر سر سرخ
تمام هست و بود من فنا شد
نخوابیدم شبی اندر بَر سرخ
۴
دل تنها و تک در سینه دارم
هراس از عکس این آیینه دارم
تفحّص هر کناری بهر یاریست
چو با تنهایی من صد کینه دارم
۵
در و پنجره ها را باز کردم
سرودم، شمع سرخی ساز کردم
به قصد تا خدا پرواز کردن
تو را صد پنجره آواز کردم
۶
بیا تا ، تا ثریا ها برقصیم
بیا با مجنون و لیلا برقصیم
بیا طوفان خشکه هیچ و هیچ است
بیا در موج صد دریا برقصیم
۷
بباران ای نگارا مشک مهرت
برقصان دست و پای چون سپهرت
برین جسم خزان و بی سر و بر
چو گل گردد تنم زان مهر ِسحرت
۸
گل یاسم، دو گیتی را صدا کن
دو دستم را به دستان ِ تو جا کن
رَویم اندر سفر تا آسمان ها
دلم از بغض تنهایی رها کن
مونس
13.4.2011
داکا
یاد داشت:- چوشله: چوبی که با آن مواد سوخت تنور را تنظیم می کنند.
زن
ناقابلی تقدیم به همه ی زنان جهان، خصوصن زنان رنج کشیده و داغ دیده ی کشورم، با گفتن" روزت مبارک":
To all the "Woman" with wishing "HAPPY YOUR DAY":
زن ای باران و عشق و مهر و مریم
زن ای فانوس و دیر و مرحم غم
اگر دامان پاک تو نبودی
درین گیتی نبودی نسل آدم
Translation:
woman,
The rain, the love, the affection and the Mary
woman,
The lantern, the home, the ointment of sorrows
The absence of your holy skirt;
could have led to no race for Adam
Monis
Back from the four days visit of Ghorasal Power Station, the largest Power station in Bangladesh which supplies 1095 MW power by six unit Generators and a 145 MW by a private sector installed Generator.
we really enjoyed this part of our industrial training program.
Two things were really surprising and amazing to me:
1. As we asked, there were 1200+ Engineers working in Ghorasal Power Station, amongst those who delivered many lectures, non of them were female Engineer. for me it is a "why?".
2. firstly when we visited the power plant, it was astonishing for me seeing those really huge machines, i was thinking that those may not be a man-made. now, lets be confirmed that the man can do things that makes you amazed.